نوشته‌ها

خلاصه جلسه 10

چرا اینجام؟

چرا اینجام؟

چرا اینجام؟ راستش از سال ۹۰ که وارد دانشگاه شدم تا به امروز که دارم این مقاله رو می نویسم، وقتی فکر می کنم که کجاها خودم بودم؟، اونجایی رفتم که خودم خواستم؟، کتابی رو خوندم که مورد علاقه ام بوده؟، امتحان هایی دادم که منو رشد داده؟، عشق هایی رو تجربه کردم که سو تفاهم بودن؟.. رفیق هایی که نیمه راه بودن؟..

همیشه یا در حسرت انجام کاری بودم یا بهم تحمیل میشد که فلان رشته، فلان کتاب، یا فلان کار یا کارآفرینی رو انجام بدم!

وقتی به این فکر می کنم که…

وقتی برمی‌گردم به این فکر می‌کنم که چقدر برای خودم زندگی کردم! چرا اینجام؟ ، وقتی فکر می کنم که در حین انجام کاری که دوست دارم چندتا چیز باعث حواس پرتی من در حین کار شده!.. تلفن هایی رو جواب دادم که وقت مرا گرفتند!.. وقتی که دنیایی ارزش داره.. در سن جوانی.. انرژی جوانی… وقتی که هرگز باز نخواهد گشت!!

در این وقت ها چه کارهایی رو انجام دادم که برام ثبت شدن؟!.. به این ها وقتی فکر می کنم به یک علامت سوالی می رسم که میگه کجایی پسر؟!

میگه هنوز کلی هدف و آرزو داری که کاری براشون نکردی؟!

میگه باز هم تو این فکری، دختری که برای ۲ دقیقه دیدنش ۲ روز توی راه بودی اما یه روزی رفت و حالا برگشته و میگه بیا باهم بسازیم؟!

میشه تصمیم بگیری و کسی ناراحت نشه؟

یا خانواده ات که باز به این خاطر که، باهاشون به مسافرت نرفتی از دست تو دلخور میشن؟

یا مادربزرگ که میگه بی وفا شدی دیگه به ما سر نمی زنی؟

یا شخصی که هنوز پول کاری که براش انجام دادم رو نداده اما شاکی از اینکه چرا کار جدید به موقع تموم نشده؟!

دلخوری از وعده های تو خالی مسئولین؟ که میگن بیا ایده بده ما ازت حمایت می کنیم اما کلی سنگ جلو پا آدم میندازن؟

یا چی ؟ فکر نمی کنی بهتره یک تصمیمی بگیری؟ اینکه بلند بشی راه هایی رو دنبال کنی که بهشون علاقه داری؟

یک تصمیم یک راه

به سفرهایی بری که هیچ کس رو نشناسی؟

آره پسر دیگه بسه.. اینجا خیلی بهت خوش میگذره اما روحم خسته میشه انگار با ما مثل یک وسیله رفتار می کنن که باید اینجا رفت اگر نری ناراحت می شن باید اونجا رفت اگر …

به شعرهات فکر کن ، شعرهایی که بی مخاطب موندن.. همون شعری که روزی همه به خاطرش تشویقم کردن.. همه برای لحظاتی کوتاه همراهی ام کردن.. با من خندیدن..

به قول شادمهر

به قول شادمهر که میگه : ” به این فکر کنی، چجوری برگردی

بپرسی از خودت چجوری برگردی

شاید یه روز سرد

شاید ی نیمه شب

دلت بخواد بشه برگردی به عقب”

اینجا دیگر اونجایی نیست که باید باشه

یا من دیگه آدمی نیستم که بخوام اینجا بمونم

دلنوشته خیالی

تنها یه دل نوشته

آره ی دلنوشته خیالی… هر کسی می تونه برات بگه.. یا هر جایی برات بگن

خوب فکر کنیم چجوری میشه این دلنوشته رو به طراحی سایت ارتباط داد؟

خیلی ساده است؟ من از انتخاب هایی گفتم که به خاطر جبر بودن امکان تغییر آن را نداشتم، کتاب هایی که باید می خواندم، جاهایی که باید می رفتم، ناراحتی هایی که به خاطر رفتار من همیشه شکل می گیرند

آره ساده است… اما تنها راه حلش ساده است

مثل نوشیدن آب

روزی خواهد آمد که “من” دیگر مجبور نیست به خاطر خوشحالی “من” های دیگر و یا چرخاندن اقتصادی “من” های زورگو پولش را داخل جیب های آنان بریزد

کجا پولتو بریزی؟ …… شریف، کجا برم پول هام رو دور بریزم؟ مدرسان …….

خنده تلخ

این فقط یک شوخی بود

همانند خنده تلخی که از گریه غم انگیزتر است..

آموزش و پرورش آینده دیگر این شکلی نخواهد بود!!

هر کس در هر جایی و در هر زمانی می تواند با هر استادی در هر مکان دیگر ارتباط برقرار کرده و دانش/مهارت یاد بگیرد

آخ که چقدر دنیا جای بهتری برای زندگی کردن می شود

آنجایی که به انتخاب های هم احترام میگذاریم..

حال فهمیدین که چرا خودمون نیستیم؟

تصمیم با کیه؟ من نفهمیدم

چرا اینجام؟ ، چون انتخاب ها و هدف ها دست ما نیست

یکی هست داره انتخاب های ما رو کنترل می کنه

اون یه نفر هر کی هست من نیستم!!

باور ندارین؟

همین الان سعی کنید یک ساعت کتابی که دوست دارین بخونین یا مقاله ای که میخواین برای سایت خودتون بنویسین تا سئو شما افزایش پیدا کنه.. تو این یک ساعت چند بار گوشی تون رو چک می کنید که بهتون پیام نداده باشن؟!

آخه اگه جواب ندین ناراحت میشن!

چند بار تلفن زنگ می خوره؟ یا… فقط سعی کنید یک ساعت کار خودتون رو انجام بدین، که باعث بشه تمرکزتون روی کار خودتون بذارین… مثلا من الان میرم برای سایت وردپرسی خودم این مقاله رو ادیت کنم و بفرستم

همین..

۲۶ آذر ۹۵

 

پاندول موفقیت آقای حاجی محمدی و آقای بهرام پور

قانون پاندول موفقیت

قانون پاندول موفقیت

در این صفحه یک رویداد بسیار جالب را برایتان آورده ام، حضور آقای حاجی محمدی در مدرسه استادی ۲ آقای بهرام پور..

صحبت های آقای حاجی محمدی درباره چگونگی روند موفقیت ایشان تا تعریف از پاندول موفقیت که بسیار در ذهن بچه های استادی ۲ جا افتاده است
پیشنهاد می کنم اگر دوست دارین کلی انگیزه و انرژی بگیرین این ویدئو ارزشمند را از دست ندین

قانون پاندول موفقیت را فراموش نکنیدسلام دوستان عزیزچند شب پیش دوست خوبم، آقای بهرامپور با بنده تماس گرفتند و بنده رو دعوت کردند به دوره ی مدرسه استادیشون. بنده هم با کمال میل قبول کردم و رفتم.چیزی که به من گفته بودن یک گپ ساده بود ولی وقتی رفتم و انرژی دانشجوهاشون رو دیدم واقعا شگفت زده شدم و یک گپ ساده، تبدیل به یک گفتگوی صمیمی و با انرژی شد.

خیلی دوست داشتم ویدیوی این گفتگو منتشر بشه که خداروشکر منتشر کردند چون به یک سری از دوستانم گفته بودم که کاش در این گفتگو بودید و از صحبت هایی که شد استفاده میکردید.من متن مطلب اقای بهرامپور را اینجا مینویسم. توصیه میکنم اگر میخواهید کسب و کار خود را راه اندازی کنید، زمان بگذارید و این گفتگو را ببینید.

منبع: قانون پاندول موفقیت را فراموش نکنید – علی حاجی محمدی | مشاوره کسب و کار